استراتژی تقسیم کار تبیینی: تلفیق ظرفیت‌های نهادگرایی در تحلیل قدرت، معنا و تغییر نهادی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس
10.22034/jcsc.2026.2092008.2953
چکیده
رویکرد نهادگرایی در علوم اجتماعی دستاوردهای مهمی در فهم کارکرد نهادها، تداوم و بازتولید نظم اجتماعی و سیاسی به همراه داشته است. با این حال، صورت‌بندی اولیه و شاخه‌های مسلط نونهادگرایی با محدودیت‌های جدی در ارائه تبیینی جامع از تغییر نهادی مواجه‌اند. این محدودیت‌ها عمدتاً از آنروست که نهادها به‌مثابه مجموعه‌ای نسبتاً پایدار از قواعد، رویه‌ها و الگوهای تثبیت‌شده کنش مفروض می‌شوند. از اینرو قدرت تبیینی لازم را برای درک ابعاد هنجاری، معنایی، گفتمانی و جنسیتی حیات نهادی عرضه نمی‌کنند. در پژوهش حاضر ضمن بازتعریف نهادها به پدیده‌هایی چندلایه و پیچیده‌ دو پرسش را مطرح می‌کند: چرا رویکردهای مسلط نهادگرایی در توضیح تغییرات تدریجی، درون‌زا و معنایی ـ گفتمانی نهادها با محدودیت‌های دست به گریبانند و چگونه می‌توان این شکاف را از طریق یک ترکیب نظام‌مند از رویکردهای کلاسیک و متأخر برطرف نمود. برای این منظور، در قالب مطالعه‌ای اسنادی از خلال مرور انتقادی ادبیات نونهادگرایی، ظرفیت‌ها و محدودیت‌های تحلیلی هر یک از شاخه‌های نهادگرایی بررسی می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از این رویکردها نسبت به لایه‌ای خاص از واقعیت نهادی حساسیت تحلیلی ویژه‌ای دارند، اما هیچ‌یک به‌تنهایی تصویری جامع از پویایی نهادی ارائه نمی‌کنند. براین اساس «استراتژی تقسیم کار تبیینی» به‌عنوان مدلی برای پژوهش نهادگرایانه پیشنهادمی‌شود. راهبردی که به جای تلفیق غیرنظام‌مندِ رویکردها، برای هر یک حوزه‌ای مشخص از پرسش‌های پژوهشی و ظرفیت‌های تبیینی قائل می‌شود و امکان می‌دهد نهادها به‌مثابه آرایش‌های پیچیده‌ای از قواعد، معناها، منافع، روابط قدرت و فرایندهای تاریخی فهم شوند و چارچوبی توانمندتر برای مطالعه ثبات، مقاومت و تغییر نهادی فراهم گردد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 25 تیر 1405