بررسی نقش جنسیت در تجربه مهاجرت(تفاوت دیدگاه زنان ومردان ) با تکیه بر رمان های سرزمین نوچ " چاه بابل "چه کسی باور می کند رستم " و شالی به درازای جاده ابریشم

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ادبیات فارسی دانشگاه مازندران (نویسنده مسئول)
2 هیات علمی و استاد ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
3 دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه مازندران
4 هیئت علمی دانشگاه مازندران،ایران
10.22034/jcsc.2025.2079491.2891
چکیده
تجربه زیسته نویسندگان مهاجر یکی از مضامینی است که در رمانهای اخیر برجسته شده است. نویسندگان ایرانی در دهه های اخیر بر اساس تجربیات خود از دنیای غرب رمان‌هایی پدید آورده اند که بیانگر نوع زندگی در غرب و دلایل و عوامل مهاجرت از دیدگاه شخصیت‌هاست. در این پژوهش با هدف شناخت دیدگاه زنان و مردان مهاجر و نحوه بیان شرایط مثبت و منفی کشور مبدأ و مقصد به بررسی چهار رمان : «چه کسی باور می کند رستم» اثر روح انگیز شریفیان، «شالی به درازی جاده ابریشم» اثر مهستی شاهرخی، «سرزمین نوچ» اثر کیوان ارزاقی و «چاه بابل» اثر رضا قاسمی پرداخته شده و نتیجه این است که اغلب شخصیتهای مهاجر دیدگاه خوبی نسبت به سرزمین مبدأ ندارند و سرزمین مقصد را نجات بخش می دانند گر چه ویژگی های منفی این کشورها را نیز بازگو می کنند. در مقایسه این چهار رمان مشخص شد دلیل مهاجرت مردان مسایل سیاسی و دلیل مهاجرت زنان مسایل اجتماعی و محدودیتهاست. از نظر مردان عیب سرزمین مقصد بی بند و باری و مرد سالاری و عدم امنیت است و از نظر زنان تفاوت فرهنگی و نگاه جنسیتی برجسته تر است. نکات مثبت زندگی در غرب از نظر مردان و زنان، آزادی های اجتماعی، امکان ادامه تحصیل در رشته دلخواه و رسیدن به زندگی ایده آل است. از نظر احساسی و عرق به سرزمین مبدأ تفاوتی میان زنان و مردان وجود ندارد . این ویژگی گاهی در شخصیت زنان و گاه در شخصیت مردان بروز می کند .

کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 23 آذر 1404