شناخت شگردهای روایی در داستان یکی از اولویتهای اصلی پژوهشهای ساختارگرایی در دهههای اخیر است. از نظر روایتشناسان با سطحبندی عناصر روایت میتوان شیوهها، شگردها، جهان اثر، جهان داستانی روایتگر و کیفیت ادراک را در اثری خاص بررسی کرد. ادوارد برانیگان هشت سطح از سطوح روایی را برای انتقال و ادراک روایتهای مدرن لازم میداند. این سطوح موجب ورود خواننده به متن ادبی و درک و دریافت آن میشوند. در این پژوهش ابتدا به روشی توصیفی تحلیلی به معرفی سطوح هشتگانه برانیگان پرداختیم. سپس بازتاب این سطوح را در رمان پست مدرن «وقت سایهها» نوشته محمود فلکی بررسی کردهایم. نتایج نشان میدهد راوی با ویران سازی و بازنمایی تجربهها از طریق رویدادهای درون ذهنی، شخصیتهای خود را که از خلال خاطره بازگو میشود با تحولات انضمامی و برون ذهنی(اجتماعی) همراه میسازد. سپس با سطح بندی و ارائه لایه لایة اطلاعات زمینه را برای حضور مخاطب در روایت و رویدادهای آن فراهم میکند. نویسنده از طریق شکستن تسلسل زمانی و درهم تنیدگی آنها تفاوتها و شباهت رویدادها و شخصیتهای داستان را برجسته میسازد.