@article { author = {Kharrasi, Mojtaba and Moosavinia, Sayyed Rahim}, title = {Heteroglossia in Text and Creation of Novel Discourses: A Case study of Gunter Grass’s The Tin Drum}, journal = {Cultural Studies & Communication}, volume = {16}, number = {58}, pages = {297-310}, year = {2020}, publisher = {Iranian Association of Cultural Studies & Communication}, issn = {2008-5575}, eissn = {2717-2287}, doi = {10.22034/jcsc.2020.43275}, abstract = {This work is an attempt to investigate the possibility of creating narrative and extra-narrative discourses using Gunter Grass’s The Tin Drum. In this context, through Bakhtin’s heteroglossia and carnivalesque, the ambiguous and irresponsible narrative of the novel’s narrator-cum-protagonist is analyzed. Although it is indisputable that Grass, as the author, is strongly vocalized in his novel in the guise of the story characters, full weight is here given to the heteroglossia produced by unreliability and grotesqueness of the protagonist’s expressions. Besides, this study has examined the method and extent of absorbing the discourse of Otherness into social and historical stylistics of the Self. Besides, it is proposed that any text might be subversive due to its carnival potentialities against logocentric discourses and its ability in breaking cultural barriers and revitalizing its diachronic and synchronic affinities with other subsystems. Therefore, the repressed voices can gain an opportunity for negotiating with patriarchal powers, and more importantly they can reclaim their autonomy by realizing their internal and external requirements. It is hypothesized that different textual utterances – no matter from what system of power they come – enter a nesting, floating, and multilevel matrix of discourse formation that is textually multivalent and contextually generative.}, keywords = {answerability,carnivalesque,Discourse,heteroglossia,vagueness}, title_fa = {چندصدایی در متن و ایجاد گفتمان‌های جدید: بررسی رمان طبل حلبی اثر گونترگراس}, abstract_fa = {این پژوهش از مفهوم چندصدایی باختین و ابهام روایی در رمان طبل‌حلبی اثر گونترگراس استفاده و امکان ایجاد گفتمان فراداستانی را ارزیابی نموده است. اگرچه نمی‌توانیم منکر حضور مؤلّف در اثر خویش باشیم، اما آنچه که در اینجا بیشتر مورد توجه است تعامل میان اظهارات چندصدایی است که در سخنان راوی غیر‌قابل‌باور داستان نمود یافته‌‌ و به کمک مفاهیم باختینی کارنواله و چندآوایی قابل شناسایی هستند. در این مطالعه، به چگونگی و میزان جذب/نفوذ گفتمان «غیرخودی» در گفتمان «خودی» پرداخته شده و بدین ترتیب دنیایی را پیشنهاد نموده‌ایم که در آن اظهارات حاشیه‌ای قادر به تعامل با نیروهای مردسالارانه مرتبط با فرهنگ سلطه باشند. ما در اینجا ضمن بررسی رمان فوق نتیجه گرفتیم که پتانسیل نظم‌گریز و هنجارشکن هر متن روایی نه‌تنها از درهم‌تنیدگی کارنواله‌ی آن با فرهنگ‌ مسلّط بلکه از توانایی آن در عبور از قیود فرهنگ سلطه و بازیابی پیوندهای هم‌زمانی و درزمانی خود با سایر فرهنگ‌ها، خاصّه مبانی فرهنگی‌خویش، حاصل شده است. در این الگو، هویت‌های غیرخودی با قدرت پدرسالارانه‌ گفتمان دارند و در عین حال، اقلیم مستقلّ خویش را بر‌مبنای الزامات درونی و بیرونی خود خلق و تثبیت می‌نمایند. هر روایت گرچه به نویسنده آن تعلق دارد و حاوی جهان بینی اوست، امّا خواه‌ناخواه نشانه‌ها و تعابیری از گفتمان غیرخودی را نیز در خود دارد که در لایه‌های مختلف داستان قابل بحث و بررسی هستند. این ویژگی‌ها که از متن اقتباس می‌شوند، زمینه‌ساز ایجاد گفتمان‌های فراداستانی (فراتر از ظاهر آن روایت) هستند.}, keywords_fa = {جوابگویی روایی,کارنواله,چندصدایی,ابهام روایی,گفتمان}, url = {https://www.jcsc.ir/article_43275.html}, eprint = {https://www.jcsc.ir/article_43275_b58e9f47481b8313dec65ac99b1c92cb.pdf} }